تبليغاتX
کاش میفهمیدی چقدر تنهام

کاش میفهمیدی چقدر تنهام

خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته بدان میخندم

آهسته گفت : “ خدانگهدارت “

در را بست و رفت ...

آدم ها چه راحت ، مسئولیت خودشان را

به گردن “  خدا “   می اندازند !!

+درد و دل شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت21:6نگارنده فراموش شده | |

سلام

نمیدونم چی شده؟

دلشوره عجیبی دارم   اشک تو چشام جمعه

بغض داره خفم میکنه

این حالتو تا قبل ورود به نت نداشتم.

نمیدونم چم شد

وقتی رفتم تو وب قبلیم ُ وقتی تو وب بچه های قدیمی رفتم ُ وقتی وبایی که توش کلی خاطره

داشتمو تعطیل دیدم وقتی خاطراتمو کنار بچه ها یک لحظه جلو چشام دیدم این حالت بهم

دست داد . فک نمیکردم هنوزم ...نمیدونم

فقط میدونم الان اشکام داره جاری میشه بخاطر دلتنگیه

اخ چرا اینجوری شدی لیلا!!

همین یک لحظه پیش داشتم میخندیدم!!!

نمیدونم الان باید بخندم یا گریه کنم اما یک چیز میخوام :

می نویسم خاطرات با اشک و آه

می نویسم خاطرات از روی درد

پر از بغضم... ،


شانه هایت ساعتی چند رفیق
؟

+درد و دل شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت13:23نگارنده فراموش شده | |

دنیایمان را تنهایی  و ترس فراگرفته است،ولی دلیل

این ترس تنهایی نیست،ترسمان از گرفتن دستهایست

که به بهانه ی دوستی دستمان را می گیرند و تنهاتر از

قبل رها می کنند...

عیدتون مبارک

+درد و دل شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت13:1نگارنده فراموش شده | |

کاش باور داشتی عشق مرا ، کاش درک میکردی احساس قلب مرا

کاش میدیدی اشکهای مرا ، که با هر نفس یک قطره اشک از چشمانم میریزد

با یاد تو داغ دلم تازه تر میشود

کاش میسوخت خاطره ها ، کاش از یادم میرفت گذشته ها

کاش هیچگاه به یادم نمی آمد لحظه هایی که در کنارت بودم

نبودنت را باور ندارم ، باور ندارم تو نیستی ، باور ندارم دیگر مال من نیستی

کاش باور داشتی عشق مرا ، کاش جا نمیگذاشتی در جاده های تنهایی قلب مرا

پشیمانم از اینکه به تو دل بستم ، سرزنش نمیکنم دلم را، دلم هنوز دیوانه ی توست

پشیمانم از اینکه عاشق شدم ، نفرین نمیکنم تو را ، دل دیوانه ام باز هم در پی توست

شاید دیگر نبینم تو را حتی در خواب، شاید دیگر نبینم چشمهایت را حتی یک بار!

گرچه لایقم نیستی ، گرچه بی وفایی و یک ذره هم عاشقم نیستی

اما هنوز هم در حسرت داشتن توام ، هنوز هم خیره به عکسهای توام....

کاش باور داشتم که دیگر هیچگاه تو را نخواهم داشت... 

     منبع : وبلاگ دفتر عشق

+درد و دل شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت19:0نگارنده فراموش شده | |

اشتبـــاه مــن ایـن بــود ....


هــر جــا رنــجیدم ، لبــخند زدمـ ....


فــکر کــردند درد نــدارد ، سنــگین تر زدنــد ضــربه ها را

+درد و دل شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت19:37نگارنده فراموش شده | |

آنقدر مرا سرد کرد....

از عشق

از خودش...

که حالا به جای دل بستن یخ بسته ام

آهای! روی احساساتم پا نگذارید... لیز میخورید!!!!!!

آنقدر مرا سرد کرد....

با ساده انگاشتن عشق

از خودش...

که به جای دل بستن یخ بستم

آهای! قبل از قدم گذاشتن خبرم كنيد

تا بگويمتان اينجا ديگر آن شهر روياها نيست

اينجا حالا باغچه ي كوچك و گرمي است

كه خدا هديه ام كرده

ورود تخيل پسندان ممنوع


برچسب‌ها: عشق, تنها, احساس, سرد, دل

+درد و دل شده در شنبه سوم دی 1390ساعت20:16نگارنده فراموش شده | |

نمي دونم از كجا شروع كنم قصه ي تلخ سادگيمو......

نمي دونم چرا قسمت مي كنم روزاي خوب زندگيمو.....

چرا تو اول قصه همه دوستم مي دارن .....

وسط قصه كه مي رسه سر به سرم مي زارن....

تا مي خواد قصه تموم شه همه تنهام مي زارن.....

مي تونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم....

مي تونم مثل همه يه عشق بادي بسازم تا با يه نيش زبون بتركه خراب بشه....

تا بيان جمعش كنن حباب دل سراب شه.....

مي تونم بازي كنم با عشق و احساس كسي .... مي تونم درست كنم ترس دل و دلواپسي...

مي تونم دروغ بگم تا خودمو شيرين كنم ..... مي تونم پشت دلا قايم بشم كمين كنم ...

ولي با اين همه حرفا باز منم مثل اونا دروغگو مي شم هميشه ورد زبونام......

يه نفر پيدا بشه به من بگه چي كار كنم ...

با چه تيري اوني كه دوسش دارم شكار كنم ...

بايد از چي بفهمم چه كسي دوستم داره ...

توي دنيا اصلا عشق واقعي وجود داره ...؟!؟!؟!؟ 

+درد و دل شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت11:42نگارنده فراموش شده | |

لبخند می زنی

لبخند می زنم

پشت لبخندم پنهان می شوم

تمام درونم نابود می شود و لبخند می زنم

می دانم دیگر حرفهایم معجزه نمی کنند

با كدام واژه

بگویم؟

دلم تنگ می شود

دلم می گیرد

خسته تر از آنم

که تقلا کنم

 

 دوست دارمدوست دارمدوست دارمدوست دارمدوست دارم

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدوست دارم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدوست دارمشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدوست دارم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدوست دارمشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدوست دارم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدوست دارم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدوست دارمشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے دوست دارم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے دوست دارم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

دوست دارم

 

+درد و دل شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت14:0نگارنده فراموش شده | |

تولد پارسالم زیباترین تولدی بود که داشتم اما خاطراتش تولد امسالم را خراب کرد!!!

+درد و دل شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت7:0نگارنده فراموش شده | |

دوستت دارم ‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

  دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

  این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

  باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا،

 از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده،

کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای

و روی هم تلنبار شده‌اند!

 فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.!

 صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش

 شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

 توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

 توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

 توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

 در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت

و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

 برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود

خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

 بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی

به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

 سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

 اما بگذار به سن تو برسند!

 بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود

 آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

 غریب است دوست داشتن.

 و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

 وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

 و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

 به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر،

هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

 تقصیر از ما نیست؛

 تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

+درد و دل شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت22:26نگارنده فراموش شده | |